الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

120

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

مصلحتى است كه در ذى المقدمه وجود دارد . آرى وجود ذى المقدمه خارجا غايت وجود مقدمه است نه وجوب آن فقط آنكه قابل قبول است اينكه وجوب ذى المقدمه علت فاعلى باشد لوجوب المقدمة يعنى وجوب ذى المقدمه به وجودآورندهء وجوب مقدمه باشد اين هم باطل است بدليل اينكه علت فاعلى حقيقى براى وجوب مقدمه و ذى المقدمه هر دو عبارت است از امر مولى . مولى است كه اين عمل را و مقدمات آن را بر انسان واجب مىكند و اين دو وجوب معلولان لعلة ثالثه هستند . سؤال : چه عاملى باعث شد كه مشهور علماء وجوب مقدمه را معلول وجوب ذى المقدمه بدانند ؟ جواب : فلسفهء اين سخن آن است كه مشهور علما ديده‌اند : شوق امر نسبت به مقدمه منبعث از شوق او به ذى المقدمه است و از آنجا سرچشمه گرفته به جهت اينكه انسان وقتى به انجام كارى اشتياق و رغبت دارد بالتبع به هر كارى كه اين عمل بر آنها متوقف باشد شوق پيدا مىكند . يك علاقهء اصلى به انجام خود آن فعل دارد ، يك علاقه و اشتياق تبعى هم به انجام مقدمات آن فعل دارد نظير اينكه شما اصالة علاقمند و عاشق و مشتاق امام هشتم ( ع ) هستيد ولى بالتبع به صحن و بارگاه آن حضرت و در و ديوار حرم آن حضرت هم عشق مىورزيد و آنها را غرق بوسه مىكنيد و از خاك آن ديار مهر نماز خويش را فراهم مىسازيد نظير عشق شما به مظاهر خداوند و جلوه‌ها و آيه‌هاى ذات حق كه به تبع عشق شما به خود خداست . به جهان خرم از آنم * كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم * كه همه عالم از اوست و اولياء اللّه دريا را دوست مىدارند به صحرا عشق مىورزند به كوه و دشت علاقه دارند منتها نه اينكه ذاتا مطلوبند بلكه از آن رهگذر كه در اين‌ها جلوه حق را مىبينند . به دريا بنگرم ، دريا تو بينم * به صحرا بنگرم ، صحرا تو بينم به هرجا بنگرم كوه و در و دشت * نشان از قامت رعنا تو بينم حال اين امر كه شوق به مقدمات منبعث از شوق به ذى المقدمه است مشهور را